حملات بحران در افراد مبتلا به آسپرگر

براي اينكه بدانيم در زمان بحران در افراد مبتلا  اسپرگر و يا اوتيسم چه كنيم اول از همه بايد بدانيم بحران چيست و چه تفاوتي با حملات قشقرق دارد.

حملات قشقرق كه در هر كودكي ممكن است رخ دهد وقتي ايجاد مي شود كه كودك خواسته اي دارد و يا به دنبال گرفتن توجه ميباشد ولی اين حملات  با بحران كه در افراد اسپرگر  رخ ميدهد كاملا متفاوت است.

Meltdown: طوفان هيجانات ،بحران، يا طاقت به طاق رسيدن ، ذوب شدن

 

بحران چيست؟

 حمله بحران در واقع يك پاسخ هيجاني بسيار شديد است .  هنگامي رخ مي دهد كه تحمل  يك سري موقعيت ها  براي فرد غير ممكن شود ،فرد به طور كامل كنترل و مديريت  موقعيت كنوني را از دست ميدهد و مديريت و كنترل رفتاري به طور موقت از بين ميرود ، از دست دادن كنترل رفتاري  و پاسخ هيجاني به دنبال ان مي تواند به صورت كلامي مانند گريه كردن ، جيغ زدن و به صورت غير كلامي به صورت گاز گرفتن ، لگد زدن ، پرت كردن وسائل ، كتك زدن باشد .

در حملات بحران فرد مبتلا به آسپرگر،  نه به دنبال خواسته اي است نه به دنبال كسب توجه بلكه به طور ناگهاني كنترل هيجانات خود را از دست ميدهد ، گاهي علت اين است كه كودك توانايي فكر كردن و انجام عملكردهاي اجرايي را ندارد،  و يا اينكه كودك از رعايت قوانين و اصول روتين ديگران كه روتين مغز او نمي باشد خسته شده است ، به زبان ساده به مانند كامپيوتري كه هنگ كرده باشد . بنابراين بروز يك هيجان باعث بحران نمي شود بلكه بحران نمو دي از فوران هيجانات و عدم كنترل رفتار است .

مانند كامپيوتر كه اگر حجم  زيادي  برنامه از آن بخواهيد هنگ مي كند در حملات بحران سيستم ارزيابي  مغزي دچار مشكل مي شود و نمي تواند بخوبي عمل كند . در واقع سيستم نرم افزاري مغز دچار اختلال ميشود .

پيام فرد در هنگام بحران : من ديگر بيشتر از اين نمي توانم فكر كنم .

هنگامي كه فرد براي خود برنامه ريخته است اما مجبور است طبق برنامه ديگران عمل كند ممكن است دچار حملات بحران شود 

 مثال : كودك مبتلا به آسپرگر مي خواهد تمام روز را بنويسد ولي ما از او مي خواهيم صبحانه بخورد دستشويي برود لباسهايش را عوض كند ناهار بخورد ...  .  درست است كه اين كارها به نظر ساده ميرسند  اما براي مغز فرد مبتلا به اوتيسم يا اسپرگر اعمال زياد و پيچيده اي هستند ، اما در واقع اين نيست كه نخواهد اين كارها را انجام دهد بلكه سعي در مديريت اين تكاليف دارد .

بنابراين حملات بحران به دليل عصبانبت نيست  .

يك فرد بالغ مبتلا به آسپرگر حملات خود را اينگونه توصيف مي كند : من در هنگام حملات عصباني نيستم و فقط احساس ترس يا نا اميدي مي كنم .از اين نا اميد هستم كه نمي توانم به خوبي و به طور مناسب عمل كنم و  توانايي انجام عملكرد مورد دلخواه شما و خودم را ندارم .اكثرا به اين دليل است كه گاهي در فهميدن موضوعات دچار مشكل مي شوم از اين مي ترسم كه چرا انقدر بي طاقت شدم و اين رفتارها چيست كه از خودم نشان ميدهم . بنابراين از اين كه نمي توانم فكر كنم و امورات را كنترل كنم خسته مي شوم .

محركهاي بحران:

·         اضطراب ، خستگي ، بيماري ، افت قند خون ، كار بيش از حد

·         سر و صدا بخصوص صداهاي بلند ناگهاني

·         نور روشن بخصوص نورهاي فلاش زننده 

·         اماكن شلوغ ، ترافيك 

·         فعاليتهاي شديد و يا خشن 

·         تماس جسمي ناخواسته گاهي  حتي تماس با لباسهايي كه بر تن دارد

·         هر تغيير دربرنامه روتين فرد مانند رفتن به مهماني ،تغيير دكور

تغيير در روتين هاي خاص و دائمي فرد باعث ايجاد بحران ميشود بخصوص در افراد مبتلا به اوتيسم مثلا اگر راه رفتن به مدرسه عوض شود .

 

چكونه به فردي كه در بحران است كمك كنيم؟

1-    نترسيد چون اين يك موقعيت گذرا است 

2-    به دارو احتياجي ندارد

3-    فرد را به يك مكان ساكت و تاريك منتقل كنيد 

4-    پنجره را ببنديد و پرده را بكشيد 

5-    با فرد تماس فيزيكي نداشته باشيد

6-    با او بمانيد اما فاصله تان را با فرد حفظ كنيد و از بقيه بخواهيد او را تنها بگذارند و محيط را ترك كنند 

7-    به آرامي از فرد بپرسيد چه كمكي به او مي توانيد كنيد ولي براي گرفتن پاسخ او را تحت فشار نگذاريد 

8-    يك ليوان آب به او بدهيد 

9-    از فرد كارهاي پيچيده نخواهيد  و به او دستور ندهيد 

10-                       از حرف زدن حتي  از گفتن جملات كوتاه هم خود داري كنيد 

11-                       به فرد زمان بدهيد چون طول مي كشد بهبودي پيدا كنند 

 

در بعضي از افراد اوتيستيك يك سري علائم كه پيش درامد بحران است  تضاهر پيدا مي كنند مانند :

 راه رفتن بيش از حد ، اضطراب ، تكان خوردن بيش از حد ، پرسيدن سوالات تكراري 

 

در مرحله پيش درامد شايد راهكا هاي زير براي جلوگيري از بروز بحران كمك كننده باشد 

·         پرت كردن حواس 

·         استراتژي هاي آرام كننده  مانند استفاده از عروسك هاي  صدا دار

·         ايجاد فضاي ساده و آرام براي فرد 

·         از ديگران بخواهيد محيط را ترك كنند و شما با رعايت فاصله نزد او بمانيد

 

شناسايي محركها :

هر فرد ممكن است دلايل خاصي براي بروز بحران داشته باشد  ، بنابر اين پيشنهاد مي شود  كه وقايع قبل و بعد بحران را ثبت كنيد. نوشتن اين وقايع به شما كمك مي كند  شناسايي كنيد چه مواردي باعث ايجاد بحران در فرد مي شود سپس به دنبال رفع محركها برآييد  . 

 

همانطور كه گفته شد تغيير در برنامه روتين فرد باعث ايجاد بحران مي شود بنابراين توصيه ميشود:

تغييرات را از قبل براي او توضيح دهيد بهتر است به صورت سمبولیک براي او تغييرات را ترسيم كنيد  و از طريق بينايي براي او توضيح دهيد 

متذكر شويد اين تغيير موقت است 

يك نقشه بكشيد و براي او به طور مرحله به مرحله تغيير را ترسيم كنيد و در هر مرحله به او بگوييد در كجاي نقشه راه قرار داريد

يك جدول زمانبندي ترسيم كنيد و به او بگوييد دقيقا چه زماني و چه وقتي از روز تغيير رخ خواهد داد 

در هنگام تغيير استفاده از اسباب بازي و يا وسيله مورد علاقه كمك كننده خواهد بود 

 در هنگام تغيير در صورتيكه فرد بيقرار شد اجازه بدهيد خود را تخليه كند  با مشت زدن به بالش ،پاره كردن كاغذ...و به دنبال آن فعاليهايي كه فرد را آرام مي كند توصيه كنيد مانند:تنفس عميق،آهنهاي ارام بخش،پياده روي،فشار دادن توپ.

 

نویسنده :

دکتر مینا اسدی متخصص روانپزشک